میزان کار، وقت یا نیرویی که برای انجام دادن یک کار یا وظیفهٔ مشخص لازم است.
مثالهای طبیعی
Der Aufwand für die Restaurierung war enorm.
مرمت به زحمت بسیار زیادی نیاز داشت.
Mit wenig Aufwand lässt sich der Raum umgestalten.
میتوان با زحمت کمی شکل اتاق را عوض کرد.
Lohnt sich dieser Aufwand für ein einziges Foto?
اینهمه زحمت برای فقط یک عکس میارزد؟
نکتهٔ کاربردی
در این معنی معمولاً مفرد میآید: mit großem Aufwand یا der Aufwand für etwas. جمع کمکاربردتر Aufwände مقدارهای جداگانهٔ کار را نشان میدهد.
درس کوتاه: Aufwand
میزان کار، وقت یا نیرویی که برای انجام دادن یک کار یا وظیفهٔ مشخص لازم است. در این معنی معمولاً مفرد میآید: mit großem Aufwand یا der Aufwand für etwas. جمع کمکاربردتر Aufwände مقدارهای جداگانهٔ کار را نشان میدهد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Aufwand» مطابقت دارد؟
