نیازمند کار، زمان یا آمادهسازی دقیق و فراوان، بهطوریکه انجام آن ساده یا سریع نباشد.
مثالهای طبیعی
Die handgenähte Tasche ist besonders aufwendig herzustellen.
ساختن کیف دستدوز بهویژه پرزحمت است.
Können wir auf eine weniger aufwendige Methode wechseln?
میتوانیم از روش کمزحمتتری استفاده کنیم؟
Für das Fest hat sie den Saal aufwendig dekoriert.
برای جشن، سالن را با زحمت و ظرافت فراوان تزیین کرد.
نکتهٔ کاربردی
aufwändig صورت املایی پذیرفتهشدهٔ دیگری است. کاربرد وصفی، مسندی و قیدی دارد: aufwendige Arbeit، ist aufwendig و aufwendig gestalten.
درس کوتاه: aufwendig
نیازمند کار، زمان یا آمادهسازی دقیق و فراوان، بهطوریکه انجام آن ساده یا سریع نباشد. aufwändig صورت املایی پذیرفتهشدهٔ دیگری است. کاربرد وصفی، مسندی و قیدی دارد: aufwendige Arbeit، ist aufwendig و aufwendig gestalten.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «aufwendig» مطابقت دارد؟
