حیوانی کمسن را در طول زمان تغذیه و نگهداری کردن تا بزرگتر و مستقلتر شود.
مثالهای طبیعی
Die Bäuerin zieht ein verwaistes Lamm mit der Flasche auf.
زن کشاورز برهای بیمادر را با شیشهشیر پرورش میدهد.
Unsere Katze hat vier gesunde Junge aufgezogen.
گربهٔ ما چهار بچهٔ سالم را بزرگ کرده است.
Wer zieht die gefundenen Igel auf?
چه کسی جوجهتیغیهای پیداشده را پرورش میدهد؟
نکتهٔ کاربردی
در معنی پرورش دادن، حیوان مفعول آکوزاتیو است و پرفکت با haben میآید: hat ein Lamm aufgezogen. فعل بیقاعده است.
درس کوتاه: aufziehen
حیوانی کمسن را در طول زمان تغذیه و نگهداری کردن تا بزرگتر و مستقلتر شود. در معنی پرورش دادن، حیوان مفعول آکوزاتیو است و پرفکت با haben میآید: hat ein Lamm aufgezogen. فعل بیقاعده است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «aufziehen» مطابقت دارد؟
