معنی ۱neutral · 89%
قضاوت سنجیده و عملی که از افراط پرهیز میکند و تناسب را در نظر میگیرد
مثالهای طبیعی
Die neuen Regeln sollten mit Augenmaß umgesetzt werden.
قوانین جدید باید با سنجیدگی و اعتدال اجرا شوند.
Sie kürzte die Kosten mit Augenmaß und vermied pauschale Einschnitte.
او با سنجیدگی هزینهها را کاهش داد و از کاهشهای یکسان و کورکورانه پرهیز کرد.
In der aufgeheizten Debatte fehlte es vielen Beteiligten an Augenmaß.
در بحث پرتنش، بسیاری از طرفها فاقد اعتدال و سنجیدگی بودند.
نکتهٔ کاربردی
کاربرد رایج آن مجازی است و به قضاوت متناسب اشاره دارد، نه فقط تخمین چشمی.
