از محلی محصور یا تحت نگهبانی فرار کردن که فرد یا حیوان باید در آن میماند یا نگه داشته میشد.
مثالهای طبیعی
In der Geschichte bricht der Gefangene aus dem Turm aus.
در داستان، زندانی از برج فرار میکند.
Zwei Pferde sind gestern aus der Koppel ausgebrochen.
دیروز دو اسب از محوطهٔ چرا فرار کردند.
Wie viele Tiere sind aus dem Gehege ausgebrochen?
چند حیوان از محوطهٔ نگهداری فرار کردهاند؟
نکتهٔ کاربردی
در معنی فرار، aus با داتیو میآید: aus dem Gefängnis ausbrechen. پرفکت با sein ساخته میشود: ist ausgebrochen.
درس کوتاه: ausbrechen
از محلی محصور یا تحت نگهبانی فرار کردن که فرد یا حیوان باید در آن میماند یا نگه داشته میشد. در معنی فرار، aus با داتیو میآید: aus dem Gefängnis ausbrechen. پرفکت با sein ساخته میشود: ist ausgebrochen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «ausbrechen» مطابقت دارد؟
