چیزی تاشده یا جمعشده را باز کردن و طوری قرار دادن یا نگه داشتن که سطح بیشتری را بپوشاند.
مثالهای طبیعی
Wir breiten die Picknickdecke im Schatten aus.
زیرانداز پیکنیک را در سایه پهن میکنیم.
Breite die Karte bitte auf dem Tisch aus.
لطفاً نقشه را روی میز پهن کن.
Der Adler hat seine Flügel weit ausgebreitet.
عقاب بالهایش را کاملاً باز کرده است.
نکتهٔ کاربردی
چیز پهنشده مفعول آکوزاتیو است: eine Decke ausbreiten. مکان میتواند auf dem Boden باشد؛ پرفکت hat ausgebreitet است.
درس کوتاه: ausbreiten
چیزی تاشده یا جمعشده را باز کردن و طوری قرار دادن یا نگه داشتن که سطح بیشتری را بپوشاند. چیز پهنشده مفعول آکوزاتیو است: eine Decke ausbreiten. مکان میتواند auf dem Boden باشد؛ پرفکت hat ausgebreitet است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «ausbreiten» مطابقت دارد؟
