اختلالی که باعث میشود دستگاه یا سامانهای فنی، موقتاً یا بهطور کامل، دیگر کار معمول خود را انجام ندهد.
مثالهای طبیعی
Wegen eines Ausfalls der Heizung bleibt der Raum kalt.
به علت خرابی سامانهٔ گرمایش، اتاق سرد میماند.
Nach dem Ausfall des Servers war die Webseite unerreichbar.
پس از ازکارافتادن سرور، وبسایت در دسترس نبود.
Wie häufig treten Ausfälle dieser Maschine auf?
این دستگاه چند وقت یکبار از کار میافتد؟
نکتهٔ کاربردی
دستگاه اغلب در گنتیو میآید: der Ausfall des Motors. جمع Ausfälle با اوملاوت ساخته میشود و فعل مرتبط ausfallen است.
درس کوتاه: Ausfall
اختلالی که باعث میشود دستگاه یا سامانهای فنی، موقتاً یا بهطور کامل، دیگر کار معمول خود را انجام ندهد. دستگاه اغلب در گنتیو میآید: der Ausfall des Motors. جمع Ausfälle با اوملاوت ساخته میشود و فعل مرتبط ausfallen است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Ausfall» مطابقت دارد؟
