معنی ۱neutral · 90%
کار، دستور یا اقدام برنامهریزیشدهای را در عمل انجام دادن.
مثالهای طبیعی
Können Sie die Reparatur noch diese Woche ausführen?
میتوانید تعمیر را همین هفته انجام دهید؟
Führe die Bewegung langsam und ohne Pause aus.
حرکت را آهسته و بدون مکث انجام بده.
Die Tischlerin hat den Auftrag genau nach unserer Zeichnung ausgeführt.
نجار سفارش را دقیقاً طبق نقشهٔ ما انجام داد.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد بر انجام واقعی کار تأکید دارد، نه فقط توصیف یا برنامهریزی آن.

