به میزان زیادی موجود یا رشدیافته، بهطوریکه یک ویژگی بهشکلی خاص و روشن قابل تشخیص باشد.
مثالهای طبیعی
Dieser Hund hat einen ausgeprägten Geruchssinn.
این سگ حس بویایی بسیار قویای دارد.
Bei dieser Pflanze ist die Blattzeichnung besonders ausgeprägt.
نقش برگهای این گیاه بهویژه بارز است.
War seine Neugier schon als Kind so ausgeprägt?
آیا کنجکاوی او در کودکی هم اینقدر زیاد بود؟
نکتهٔ کاربردی
این صفت میزان شدت ویژگی را بیان میکند: ein ausgeprägter Geruchssinn. قابل تفضیل است: ausgeprägter و am ausgeprägtesten.
درس کوتاه: ausgeprägt
به میزان زیادی موجود یا رشدیافته، بهطوریکه یک ویژگی بهشکلی خاص و روشن قابل تشخیص باشد. این صفت میزان شدت ویژگی را بیان میکند: ein ausgeprägter Geruchssinn. قابل تفضیل است: ausgeprägter و am ausgeprägtesten.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «ausgeprägt» مطابقت دارد؟
