بهخوبی توسعهیافته، پخته و قابلاعتماد پس از تکامل یا بهبود کافی
مثالهای طبیعی
Die Technik ist inzwischen ausgereift genug für den Serieneinsatz.
این فناوری حالا برای استفادهٔ گسترده بهاندازهٔ کافی پخته شده است.
Der Vorschlag ist gut durchdacht, aber noch nicht vollständig ausgereift.
پیشنهاد خوب سنجیده شده، اما هنوز کاملاً پخته نیست.
Die zweite Generation wirkt deutlich ausgereifter als das Vorgängermodell.
نسل دوم بهوضوح پختهتر از مدل قبلی به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت معمولاً ضمنی نشان میدهد مرحلهای از توسعه یا آزمون قبلاً طی شده است.
