گلی که باعث میشود تیمی که عقب بوده، دوباره از نظر امتیاز با تیم مقابل مساوی شود.
مثالهای طبیعی
Kurz vor der Pause erzielte unser Team den Ausgleich.
تیم ما کمی پیش از پایان نیمه گل تساوی را زد.
Nach dem Ausgleich wurde das Handballspiel wieder spannend.
پس از گل تساوی، بازی هندبال دوباره هیجانانگیز شد.
Wer hat beim Eishockey den Ausgleich geschossen?
چه کسی در بازی هاکی روی یخ گل تساوی را زد؟
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج den Ausgleich erzielen و ein Tor zum Ausgleich هستند. این معنی مربوط به تساوی در بازی است، نه پول یا استراحت.
درس کوتاه: Ausgleich
گلی که باعث میشود تیمی که عقب بوده، دوباره از نظر امتیاز با تیم مقابل مساوی شود. ترکیبهای رایج den Ausgleich erzielen و ein Tor zum Ausgleich هستند. این معنی مربوط به تساوی در بازی است، نه پول یا استراحت.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Ausgleich» مطابقت دارد؟
