جدا کردن بخش یا واحدی از سازمان بزرگتر و مستقل اداره کردن آن.
مثالهای طبیعی
Der Konzern gliedert seine Logistikabteilung in eine eigenständige Gesellschaft aus.
گروه تجاری بخش لجستیک را جدا و به شرکتی مستقل تبدیل میکند.
Die Stadt hat den Reinigungsdienst aus der Kernverwaltung ausgegliedert.
شهرداری خدمات نظافت را از بدنهٔ اصلی مدیریت شهری جدا کرده است.
Die Hochschule will das Forschungsinstitut ausgliedern, aber öffentlich finanzieren.
دانشگاه میخواهد پژوهشکده را مستقل کند، اما بودجهٔ عمومی آن را حفظ کند.
نکتهٔ کاربردی
جدا کردن لزوماً تعطیل کردن نیست؛ واحد میتواند مستقل ادامه دهد.
