وضعیت یا احساسی ناخوشایند را مدتی تحمل کردن، بدون اینکه بتوان آن را فوراً پایان داد.
مثالهای طبیعی
Den Baulärm vor meinem Fenster halte ich kaum aus.
صدای ساختوساز جلوی پنجرهام را بهسختی تحمل میکنم.
Wie lange könnt ihr die Hitze hier aushalten?
تا کی میتوانید گرمای اینجا را تحمل کنید؟
Die Ungewissheit hat sie nur schwer ausgehalten.
تحمل بلاتکلیفی برای او بسیار سخت بود.
نکتهٔ کاربردی
شرایط ناخوشایند در آکوزاتیو میآید: den Lärm یا die Hitze aushalten. nicht mehr aushalten رایج است؛ گذشتهٔ ساده hielt aus است.
درس کوتاه: aushalten
وضعیت یا احساسی ناخوشایند را مدتی تحمل کردن، بدون اینکه بتوان آن را فوراً پایان داد. شرایط ناخوشایند در آکوزاتیو میآید: den Lärm یا die Hitze aushalten. nicht mehr aushalten رایج است؛ گذشتهٔ ساده hielt aus است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «aushalten» مطابقت دارد؟
