با یک مکان یا منطقه آنقدر آشنا بودن که بتوان در آن بهخوبی راه را پیدا کرد.
مثالهای طبیعی
Frag Nora; sie kennt sich in dieser Stadt gut aus.
از نورا بپرس؛ او این شهر را خوب میشناسد.
Im neuen Schulgebäude kenne ich mich noch nicht aus.
هنوز راهوچاه ساختمان جدید مدرسه را بلد نیستم.
Nach einem Sommer kannten wir uns im Viertel aus.
پس از یک تابستان، محله را خوب میشناختیم.
نکتهٔ کاربردی
این معنی حتماً بازتابی است: ich kenne mich aus. مکان اغلب با in و داتیو میآید: sich in einer Stadt auskennen.
درس کوتاه: auskennen
با یک مکان یا منطقه آنقدر آشنا بودن که بتوان در آن بهخوبی راه را پیدا کرد. این معنی حتماً بازتابی است: ich kenne mich aus. مکان اغلب با in و داتیو میآید: sich in einer Stadt auskennen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «auskennen» مطابقت دارد؟
