معنی ۱neutral · 88%
امتداد، شاخه یا بخش حاشیهایِ یک ساختار یا پدیدهٔ بزرگتر
مثالهای طبیعی
Ausläufer des Sturmtiefs erreichten am Abend den Süden des Landes.
شاخههای بیرونی سامانهٔ توفانی عصر به جنوب کشور رسیدند.
Das Dorf liegt an einem nördlichen Ausläufer des Gebirges.
روستا روی یکی از امتدادهای شمالی رشتهکوه قرار دارد.
Neue Wohngebiete entstanden an den östlichen Ausläufern der Stadt.
مناطق مسکونی جدید در امتدادهای شرقی شهر شکل گرفتند.
نکتهٔ کاربردی
وجه مشترک کاربردها، امتداد یافتن از یک کل بزرگتر به بخش حاشیهای است.
