نابودی کامل موجودیت، جمعیت یا آثار باقیمانده از چیزی.
مثالهای طبیعی
Die Ausstellung erinnert an die Auslöschung ganzer Dörfer während des Krieges.
نمایشگاه نابودی کامل روستاهای بسیاری در طول جنگ را یادآوری میکند.
Ohne Schutzmaßnahmen droht die Auslöschung dieser isolierten Tierpopulation.
بدون تدابیر حفاظتی این جمعیت جداافتادهٔ جانوری در خطر نابودی کامل است.
Der Brand führte zur fast vollständigen Auslöschung der historischen Aufzeichnungen.
آتشسوزی به نابودی تقریباً کامل اسناد تاریخی انجامید.
نکتهٔ کاربردی
برای آسیبهای روزمره اغراقآمیز است و مفهوم نابودی ریشهای میدهد.
