معنا یا منظور یک گفته، رفتار، متن یا قانون را تفسیر کردن
مثالهای طبیعی
Das Gericht legte die Vorschrift restriktiv aus.
دادگاه این مقرره را بهصورت محدودکننده تفسیر کرد.
Seine Bemerkung wurde fälschlich als Kritik ausgelegt.
اظهارنظر او بهاشتباه بهعنوان انتقاد تعبیر شد.
Die Passage lässt sich auf mehrere Arten auslegen.
این بخش را میتوان به چند شکل تفسیر کرد.
نکتهٔ کاربردی
این معنا بر نسبت دادن برداشت مشخص به گفته یا متن، بهویژه در صورت امکان چند تفسیر، تأکید دارد.
