چیزی را بهطور آزمایشی به کار بردن تا خودتان با عملکرد، تأثیر یا مناسب بودن آن آشنا شوید.
مثالهای طبیعی
Darf ich dieses Fahrrad kurz ausprobieren?
میتوانم این دوچرخه را کمی امتحان کنم؟
Wir haben gestern ein neues Rezept ausprobiert.
دیروز یک دستور غذای جدید را امتحان کردیم.
Probier zuerst die verschiedenen Pinsel auf einem Reststück aus.
اول قلمموهای مختلف را روی یک تکهٔ اضافی امتحان کن.
نکتهٔ کاربردی
فعل جداشدنی است: probiert aus. به دلیل probieren، اسم مفعول ge نمیگیرد: hat ausprobiert درست است، نه ausgeprobiert.
درس کوتاه: ausprobieren
چیزی را بهطور آزمایشی به کار بردن تا خودتان با عملکرد، تأثیر یا مناسب بودن آن آشنا شوید. فعل جداشدنی است: probiert aus. به دلیل probieren، اسم مفعول ge نمیگیرد: hat ausprobiert درست است، نه ausgeprobiert.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «ausprobieren» مطابقت دارد؟
