جهت یا وضعیتی که یک جسم به سوی آن قرار گرفته یا نسبت به یک جهت یا هدف دارد.
مثالهای طبیعی
Die Ausrichtung des Fensters nach Westen gefällt mir.
جهت غربی پنجره را دوست دارم.
Prüfe vor der Beobachtung die Ausrichtung des Teleskops.
پیش از رصد، جهت تلسکوپ را بررسی کن.
Eine kleine Drehung hat die Ausrichtung der Antenne verbessert.
یک چرخش کوچک، جهت آنتن را بهتر کرد.
نکتهٔ کاربردی
جهت میتواند با nach بیاید: Ausrichtung nach Süden. هدف با auf و آکوزاتیو میآید: Ausrichtung auf einen Stern.
درس کوتاه: Ausrichtung
جهت یا وضعیتی که یک جسم به سوی آن قرار گرفته یا نسبت به یک جهت یا هدف دارد. جهت میتواند با nach بیاید: Ausrichtung nach Süden. هدف با auf و آکوزاتیو میآید: Ausrichtung auf einen Stern.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Ausrichtung» مطابقت دارد؟
