دستگاه برقی یا چراغی را با استفاده از کلید یا فرمان کنترلی از حالت کار خارج کردن.
مثالهای طبیعی
Schalte bitte das Licht im Flur aus.
لطفاً چراغ راهرو را خاموش کن.
Vor dem Konzert habe ich mein Handy ausgeschaltet.
پیش از کنسرت تلفن همراهم را خاموش کردم.
Ist der Ventilator noch an, oder hast du ihn ausgeschaltet?
پنکه هنوز روشن است یا خاموشش کردهای؟
نکتهٔ کاربردی
دستگاه در آکوزاتیو میآید: den Fernseher ausschalten. فعل جداشدنی و باقاعده است؛ متضاد آن einschalten است.
درس کوتاه: ausschalten
دستگاه برقی یا چراغی را با استفاده از کلید یا فرمان کنترلی از حالت کار خارج کردن. دستگاه در آکوزاتیو میآید: den Fernseher ausschalten. فعل جداشدنی و باقاعده است؛ متضاد آن einschalten است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «ausschalten» مطابقت دارد؟
