معنی ۱neutral · 86%
خارج از حالت عادی یا مستثنا از یک وضعیت، بهویژه در عبارتهای ثابت
مثالهای طبیعی
Der Aufzug ist wegen Wartungsarbeiten vorübergehend außer Betrieb.
آسانسور بهدلیل تعمیرات موقتاً از کار خارج است.
Eine Verschiebung kommt für die Leitung außer Frage.
از نظر مدیریت بهتعویقانداختن اصلاً مطرح نیست.
Die Situation geriet innerhalb weniger Minuten außer Kontrolle.
وضعیت ظرف چند دقیقه از کنترل خارج شد.
نکتهٔ کاربردی
عبارتهای ثابت را یکجا یاد بگیرید: außer Betrieb، außer Frage، außer Kontrolle.
