فعالیت، قانون یا فرایندی را موقتاً متوقف یا تعلیق کردن
مثالهای طبیعی
Die Arbeiten wurden wegen des Wetters ausgesetzt.
کارها بهدلیل آبوهوا متوقف شدند.
Die Zahlungen werden für einen Monat ausgesetzt.
پرداختها برای یک ماه تعلیق میشوند.
Die Sitzung wurde kurz ausgesetzt.
جلسه برای مدت کوتاهی متوقف شد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی معمولاً توقف موقت را بیان میکند، نه پایان دائمی.

