یک مزیت، ابزار یا فرد را بهصورت راهبردی به کار گرفتن تا برتری به دست آید
مثالهای طبیعی
Sie spielte ihre langjährige Erfahrung in der Verhandlung geschickt aus.
او تجربهٔ چندینسالهاش را در مذاکره ماهرانه به نفع خود به کار گرفت.
Der Vorgesetzte spielte die beiden Teams gegeneinander aus.
مدیر دو تیم را علیه یکدیگر به بازی گرفت.
Er spielte seinen stärksten Trumpf erst in der letzten Runde aus.
او قویترین برگ برندهاش را تازه در دور آخر رو کرد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی مفعول افراد باشند، فعل اغلب بار منفی دارد چون معنای دستکاری یا ایجاد شکاف میدهد.
