برای یک رویداد یا وضعیت، موجب تغییر در چیزی دیگر شدن یا بر حالت آن تأثیر محسوس گذاشتن.
مثالهای طبیعی
Der starke Regen wirkt sich auf die Ernte aus.
باران شدید بر محصول تأثیر میگذارد.
Die Baustelle hat sich negativ auf den Unterricht ausgewirkt.
کارگاه ساختمانی بر کلاسها تأثیر منفی گذاشته است.
Wie wird sich die zusätzliche Übung auf das Ergebnis auswirken?
تمرین بیشتر چه تأثیری بر نتیجه خواهد گذاشت؟
نکتهٔ کاربردی
در این معنی کاربرد معیار بازتابی است: sich auf etwas auswirken؛ پس از auf آکوزاتیو میآید. positiv و negativ نوع تأثیر را مشخص میکنند.
درس کوتاه: auswirken
برای یک رویداد یا وضعیت، موجب تغییر در چیزی دیگر شدن یا بر حالت آن تأثیر محسوس گذاشتن. در این معنی کاربرد معیار بازتابی است: sich auf etwas auswirken؛ پس از auf آکوزاتیو میآید. positiv و negativ نوع تأثیر را مشخص میکنند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «auswirken» مطابقت دارد؟
