تغییر یا پیامدی که از یک رویداد، اقدام یا وضعیت ناشی میشود.
مثالهای طبیعی
Die Baustelle hatte deutliche Auswirkungen auf unseren Arbeitsweg.
عملیات عمرانی تأثیر محسوسی بر مسیر رفتوآمد ما به محل کار داشت.
Haben die neuen Öffnungszeiten Auswirkungen auf deine Planung?
آیا ساعتهای کاری جدید بر برنامهریزی تو تأثیر دارند؟
Wir prüfen die Auswirkungen der neuen Software auf den Arbeitsablauf.
تأثیرات نرمافزار جدید بر روند کار را بررسی میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
واژه نتیجه را نام میبرد، نه علت را. صفتهایی مثل positiv یا negativ نوع ارزیابی نتیجه را مشخص میکنند.

