معنی ۱neutral · 82%
کسی که خودرو میراند، بهویژه در رفتوآمد روزمره.
مثالهای طبیعی
Der Autofahrer wartet vor der roten Ampel.
راننده پشت چراغ قرمز منتظر میماند.
Viele Autofahrer suchen abends einen Parkplatz.
رانندگان زیادی عصرها دنبال جای پارک میگردند.
Der Autofahrer trägt im Winter Handschuhe.
راننده در زمستان دستکش میپوشد.
نکتهٔ کاربردی
Autofahrer مذکر است؛ برای زن Autofahrerin بهکار میرود. جمع آن Autofahrer است.
درس کوتاه: Autofahrer
کسی که خودرو میراند، بهویژه در رفتوآمد روزمره. Autofahrer مذکر است؛ برای زن Autofahrerin بهکار میرود. جمع آن Autofahrer است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Autofahrer» مطابقت دارد؟
