معنی ۱neutral · 82%
پستانداری بزرگ و وحشی با خز انبوه و اندامهای نیرومند.
مثالهای طبیعی
Der Bär suchte am Fluss nach Nahrung.
خرس کنار رودخانه دنبال غذا میگشت.
Ein Bär hinterließ Spuren im frischen Schnee.
خرسی در برف تازه ردپا گذاشت.
Die Forscher beobachteten den Bären aus sicherer Entfernung.
پژوهشگران خرس را از فاصلهای امن مشاهده کردند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مذکر با صرف ضعیف است: der Bär، den Bären، des Bären؛ جمع Bären.
درس کوتاه: Bär
پستانداری بزرگ و وحشی با خز انبوه و اندامهای نیرومند. این اسم مذکر با صرف ضعیف است: der Bär، den Bären، des Bären؛ جمع Bären.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Bär» مطابقت دارد؟
