معنی ۱neutral · 89%
موجز، روشن و سرراست بدون حذف نکات ضروری
مثالهای طبیعی
Ihre Antwort war knapp, aber zugleich vollständig und bündig.
پاسخش کوتاه بود، اما در عین حال کامل و موجز بود.
Bitte fassen Sie die Ergebnisse auf einer Seite bündig zusammen.
لطفاً نتایج را در یک صفحه بهصورت موجز جمعبندی کنید.
Die Begründung ist rechtlich präzise und sprachlich bündig formuliert.
استدلال از نظر حقوقی دقیق و از نظر زبانی موجز تدوین شده است.
نکتهٔ کاربردی
عبارت ثابت kurz und bündig بسیار رایج است و هم کوتاهی و هم روشنی را تأکید میکند.
