معنی ۱formal · 90%
مسئولیت، سختی یا فشار سنگینی که تحمل آن دشوار است
مثالهای طبیعی
Nach dem Tod des Vaters trug sie die finanzielle Bürde allein.
پس از مرگ پدر، بار مالی را بهتنهایی به دوش کشید.
Das Amt ist eine Ehre, aber auch eine große Bürde.
این مقام افتخار است، اما بار مسئولیت بزرگی هم هست.
Die Bürde der Vergangenheit prägt die Debatte bis heute.
بار گذشته هنوز هم بر این بحث اثر میگذارد.
نکتهٔ کاربردی
در مقایسه با Belastung، Bürde مجازیتر و از نظر سبکی رسمیتر یا ادبیتر است و معمولاً باری ماندگار را القا میکند.
