معنی ۱formal · 90%
ضمانتی که در آن شخص یا نهادی در صورت لزوم مسئولیت تعهد مالی طرف دیگری را میپذیرد
مثالهای طبیعی
Der Vermieter verlangte eine Bürgschaft, weil ihr Einkommen noch unregelmäßig war.
صاحبخانه چون درآمد او هنوز منظم نبود، ضمانت خواست.
Die Bank gewährte den Kredit nur gegen eine persönliche Bürgschaft.
بانک وام را فقط با ضمانت شخصی اعطا کرد.
Das Land übernimmt eine Bürgschaft für das gefährdete Unternehmen.
ایالت برای شرکت در معرض خطر ضمانت میدهد.
نکتهٔ کاربردی
Bürgschaft با ودیعه یکی نیست؛ تعهد به مسئولیت است و لزوماً پولی نیست که از پیش پرداخت شود.
