معنی ۱neutral · 90%
کودکی بسیار کمسن، بهویژه کودکی که هنوز راه نمیرود
مثالهای طبیعی
Meine Schwester hat ein Baby.
خواهرم یک نوزاد دارد.
Das Baby weint gerade.
نوزاد همین حالا گریه میکند.
Das Baby schläft im Bett.
نوزاد در تخت خوابیده است.
نکتهٔ کاربردی
در آلمانی Baby بدون توجه به جنسیت کودک خنثی است. شکل جمع آن Babys است، نه Babies.
ترکیبهای رایج
— بچهدار شدن

