Bagage
C2اسمبارسفر، بنه سفر، اسباب سفر
JadoLearn Dictionary
Bagage یعنی بارسفر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بارسفر، بنه سفر، اسباب سفر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بارسفر، بنه سفر، اسباب سفر
بارسفر، بنه سفر، اسباب سفر
طایفه، عترت، خانواده
طایفه، عترت، خانواده
تار و مار کردن، هزیمت
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.