معنی ۱neutral · 82%
گروهی که اعضایش با هم مرتکب جرم میشوند.
مثالهای طبیعی
Die Polizei nahm die Bande nach dem Einbruch fest.
پلیس پس از سرقت، اعضای باند را بازداشت کرد.
Die Bande hatte mehrere Geschäfte bestohlen.
این باند از چند مغازه دزدی کرده بود.
Ein Zeuge erkannte den Anführer der Bande.
یک شاهد سردستهٔ باند را شناخت.
نکتهٔ کاربردی
Bande مؤنث است؛ برای گروه موسیقی معمولاً Band بهکار میرود.
درس کوتاه: Bande
گروهی که اعضایش با هم مرتکب جرم میشوند. Bande مؤنث است؛ برای گروه موسیقی معمولاً Band بهکار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Bande» مطابقت دارد؟
