وجهی که بانک طبق قرارداد میپردازد و باید بازپرداخت شود.
مثالهای طبیعی
Die Tischlerei finanzierte die neue Werkstatt mit einem langfristigen Bankkredit.
کارگاه نجاری ساختمان تازهاش را با وام بلندمدت بانکی تأمین مالی کرد.
Ein Bankkredit würde unsere monatlichen Ausgaben durch Zinsen deutlich erhöhen.
وام بانکی بهخاطر بهره، هزینههای ماهانهٔ ما را بهطور محسوسی بالا میبرد.
Nach der Prüfung ihrer Unterlagen erhielt das Paar den beantragten Bankkredit.
زوج پس از بررسی مدارکشان وام بانکی درخواستی را دریافت کردند.
نکتهٔ کاربردی
aufnehmen یعنی وام گرفتن و tilgen یعنی بازپرداخت کردن.
