Barmann
C2اسممتصدی بار، صاحب میکده، متصدی بار صاحب میکده
JadoLearn Dictionary
Barmann یعنی متصدی بار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متصدی بار، صاحب میکده، متصدی بار صاحب میکده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
متصدی بار، صاحب میکده
متصدی بار، صاحب میکده
متصدی بار، صاحب میکده
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.