معنی ۱neutral · 89%
بهاندازهای زیاد، قوی یا چشمگیر که شایستهٔ توجه باشد
مثالهای طبیعی
Das Unternehmen erzielte trotz der Krise einen beachtlichen Gewinn.
شرکت با وجود بحران سود قابلتوجهی به دست آورد.
Für eine Anfängerin lief sie eine beachtliche Zeit.
برای یک مبتدی، زمان بسیار چشمگیری ثبت کرد.
Die Brücke überspannt eine beachtliche Entfernung ohne zusätzliche Pfeiler.
پل بدون ستونهای اضافی فاصلهٔ قابلتوجهی را پوشش میدهد.
نکتهٔ کاربردی
«beachtlich» اغلب ارزیابی مثبت ملایمی دارد، در حالی که «erheblich» میتواند صرفاً کمی یا حتی منفی باشد.
