مردی که بهعنوان کارمند رسمی یا مأمور دولت کار میکند
مثالهای طبیعی
Mein Onkel ist Beamter.
عموی من کارمند دولت است.
Der Beamte hilft mir mit dem Formular.
کارمند دولت در تکمیل فرم به من کمک میکند.
In diesem Büro arbeiten drei Beamte.
در این اداره سه کارمند دولت کار میکنند.
نکتهٔ کاربردی
شکل این اسم با توجه به حرف تعریف و حالت دستوری تغییر میکند. با حرف تعریف معین میگوییم der Beamte و بعد از ein در حالت فاعلی مذکر میگوییم ein Beamter. شکل مؤنث آن Beamtin است.

