معنی ۱neutral · 90%
به سؤال، پیام یا درخواست پاسخ دادن
مثالهای طبیعی
Beantworte bitte die erste Frage.
لطفاً به سؤال اول پاسخ بده.
Ich habe deine E-Mail schon beantwortet.
قبلاً به ایمیلت پاسخ دادهام.
Sie beantwortet alle Fragen ruhig.
او به همهٔ سؤالها آرام پاسخ میدهد.
نکتهٔ کاربردی
با beantworten پیش از مفعول auf نمیآید: eine Frage beantworten.
ترکیبهای رایج
— به سؤال پاسخ دادن

