فرایند بازبینی زبانی یا محتوایی متن یا دستنوشته.
مثالهای طبیعی
Die Bearbeitung des Manuskripts dauerte mehrere Wochen.
ویرایش دستنوشته چند هفته طول کشید.
Die letzte Bearbeitung des Romans änderte den Schluss.
ویرایش نهایی رمان پایان آن را تغییر داد.
Bei der Bearbeitung des Interviews kürzte sie Wiederholungen.
او هنگام ویرایش مصاحبه، بخشهای تکراری را کوتاه کرد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا، Bearbeitung به تغییرات ویراستاری متن اشاره دارد؛ همچنین میتواند به نسخهٔ بازآفرینیشدهٔ یک اثر گفته شود.
درس کوتاه: Bearbeitung
فرایند بازبینی زبانی یا محتوایی متن یا دستنوشته. در این معنا، Bearbeitung به تغییرات ویراستاری متن اشاره دارد؛ همچنین میتواند به نسخهٔ بازآفرینیشدهٔ یک اثر گفته شود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Bearbeitung» مطابقت دارد؟
