معنی ۱neutral · 89%
لرزش شدید زمین، بهویژه زمینلرزه
مثالهای طبیعی
Das Beben erschütterte am frühen Morgen mehrere Küstenstädte.
زمینلرزه بامداد چند شهر ساحلی را لرزاند.
Dem schweren Beben folgten zahlreiche schwächere Nachbeben.
پس از زلزلهٔ شدید، پسلرزههای ضعیفتر فراوانی رخ داد.
Nach dem Beben kontrollierten Fachleute Brücken und Tunnel auf Schäden.
پس از زمینلرزه، کارشناسان پلها و تونلها را از نظر خسارت بررسی کردند.
نکتهٔ کاربردی
«Beben» در زبان خبری کوتاه و رایج است؛ «Erdbeben» صریحتر و بدون ابهامتر است.
