معنی ۱neutral · 82%
ظرف یا فضای محصورشدهای که آب در آن جمع میشود.
مثالهای طبیعی
Die Kinder schwimmen im flachen Becken.
بچهها در حوض کمعمق شنا میکنند.
Füll das Becken mit warmem Wasser.
حوض را با آب گرم پر کن.
Der Gärtner sammelte Regenwasser in einem großen Becken.
باغبان آب باران را در حوض بزرگی جمع کرد.
نکتهٔ کاربردی
Becken خنثی است و جمع آن نیز Becken است؛ این واژه برای لگن بدن هم بهکار میرود.
درس کوتاه: Becken
ظرف یا فضای محصورشدهای که آب در آن جمع میشود. Becken خنثی است و جمع آن نیز Becken است؛ این واژه برای لگن بدن هم بهکار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Becken» مطابقت دارد؟
