معنی ۱neutral · 82%
چیزی را روی سطحی قرار دادن یا پخش کردن تا آن را بپوشاند.
مثالهای طبیعی
Frischer Schnee bedeckt die Dächer.
برف تازه بامها را پوشانده است.
Bedecke den Teig mit einem sauberen Tuch.
خمیر را با پارچهای تمیز بپوشان.
Wolken bedeckten den Mond während der Nacht.
ابرها در طول شب ماه را پوشاندند.
نکتهٔ کاربردی
چیزی که پوشانده میشود مفعول آکوزاتیو است و مادهٔ پوشاننده پس از mit در داتیو میآید. پیشوند be جدا نمیشود: hat bedeckt.
درس کوتاه: bedecken
چیزی را روی سطحی قرار دادن یا پخش کردن تا آن را بپوشاند. چیزی که پوشانده میشود مفعول آکوزاتیو است و مادهٔ پوشاننده پس از mit در داتیو میآید. پیشوند be جدا نمیشود: hat bedeckt.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «bedecken» مطابقت دارد؟
