معنی ۱neutral · 90%
احساس نیاز یا خواست شدید به چیزی
مثالهای طبیعی
Nach der Reise hatte ich ein großes Bedürfnis nach Ruhe.
بعد از سفر نیاز زیادی به استراحت داشتم.
Die Bedürfnisse der Bewohner müssen berücksichtigt werden.
نیازهای ساکنان باید در نظر گرفته شوند.
Sie verspürt das Bedürfnis nach einem Gespräch.
او احساس نیاز به گفتوگو دارد.
نکتهٔ کاربردی
چیزی که مورد نیاز است معمولاً با nach + Dativ میآید.

