دارای توانایی، شایستگی یا صلاحیت لازم برای یک کار یا نقش مشخص
مثالهای طبیعی
Sie gilt als besonders befähigt, ein interdisziplinäres Team zu führen.
او برای هدایت یک تیم میانرشتهای بسیار توانمند ارزیابی میشود.
Das Programm richtet sich an fachlich befähigte Nachwuchskräfte mit Führungspotenzial.
این برنامه برای نیروهای جوانِ از نظر تخصصی توانمند و دارای ظرفیت رهبری طراحی شده است.
Die Ausbildung hat ihn dazu befähigt, komplexe Gutachten eigenständig zu erstellen.
این آموزش او را قادر کرده است گزارشهای کارشناسی پیچیده را مستقل تهیه کند.
نکتهٔ کاربردی
«befähigt» بر توانایی تأکید دارد، در حالی که «befugt» بر اختیار یا اجازهٔ رسمی تأکید میکند.
