معنی ۱neutral · 90%
برای بهدست آوردن اطلاعات از کسی سؤال کردن
مثالهای طبیعی
Die Forscher befragten hundert Personen zu ihren Gewohnheiten.
پژوهشگران از صد نفر دربارهٔ عادتهایشان پرسش کردند.
Die Polizei befragte mehrere Zeugen.
پلیس از چند شاهد سؤال کرد.
Für die Studie wurden Studierende online befragt.
برای این پژوهش از دانشجویان بهصورت آنلاین سؤال شد.
نکتهٔ کاربردی
شخصی که از او سؤال میشود در Akkusativ میآید.
ترکیبهای رایج
— از افراد سؤال کردن

