پرسشگری برنامهریزیشده برای گردآوری گفتهها یا اطلاعات.
مثالهای طبیعی
Die Befragung der Fahrgäste beginnt am Montag.
نظرسنجی از مسافران دوشنبه آغاز میشود.
Nach der Befragung verließ der Zeuge den Raum.
شاهد پس از بازجویی اتاق را ترک کرد.
Eine kurze Befragung ermittelt die Zufriedenheit der Kunden.
یک نظرسنجی کوتاه رضایت مشتریان را میسنجد.
نکتهٔ کاربردی
افرادِ مورد پرسش میتوانند با حالت اضافی بیایند («Befragung der Fahrgäste») یا با von و داتیو معرفی شوند («Befragung von Fahrgästen»).
درس کوتاه: Befragung
پرسشگری برنامهریزیشده برای گردآوری گفتهها یا اطلاعات. افرادِ مورد پرسش میتوانند با حالت اضافی بیایند («Befragung der Fahrgäste») یا با von و داتیو معرفی شوند («Befragung von Fahrgästen»).
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Befragung» مطابقت دارد؟
