معنی ۱neutral · 92%
فردی که از یک ایده، پیشنهاد یا اقدام حمایت میکند یا به نفع آن استدلال میآورد
مثالهای طبیعی
Befürworter der Reform erwarten niedrigere Kosten und weniger Bürokratie.
حامیان اصلاحات انتظار هزینههای کمتر و بوروکراسی کمتری دارند.
Die Befürworter des Projekts betonen seine ökologischen Vorteile.
حامیان پروژه بر مزایای زیستمحیطی آن تأکید میکنند.
Unter den Lehrkräften gibt es viele Befürworter digitaler Prüfungen.
در میان معلمان، طرفداران زیادی برای آزمونهای دیجیتال وجود دارد.
نکتهٔ کاربردی
موضوع مورد حمایت اغلب با Genitiv میآید: Befürworter der Reform.
