معنی ۱neutral · 82%
واقعیت یا نتیجهای که پس از بررسی به دست آمده است.
مثالهای طبیعی
Der Befund zeigt eine leichte Entzündung.
نتیجهٔ بررسی التهاب خفیفی را نشان میدهد.
Die Ärztin erklärt den Befund in einfachen Worten.
پزشک نتیجهٔ بررسی را با واژههای ساده توضیح میدهد.
Der Befund lag am nächsten Tag vor.
یافتهٔ پزشکی روز بعد آماده بود.
نکتهٔ کاربردی
این واژه بیشتر در پزشکی یا حوزههای تخصصی میآید: Befund را ثبت، دریافت یا اعلام کردن.
درس کوتاه: Befund
واقعیت یا نتیجهای که پس از بررسی به دست آمده است. این واژه بیشتر در پزشکی یا حوزههای تخصصی میآید: Befund را ثبت، دریافت یا اعلام کردن.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Befund» مطابقت دارد؟
