رویداد یا ماجرای مشخصی که رخ داده و معمولاً ارزش بازگویی دارد
مثالهای طبیعی
In seinen Erinnerungen schildert er eine Begebenheit aus den ersten Tagen im Exil.
او در خاطراتش ماجرایی از روزهای نخست تبعید را روایت میکند.
Die Begebenheit wurde über Generationen in der Familie weitererzählt.
این ماجرا نسلها در خانواده نقل میشد.
Eine merkwürdige Begebenheit auf der Reise ließ mich später nicht mehr los.
یک ماجرای عجیب در سفر مدتها بعد هم ذهنم را رها نکرد.
نکتهٔ کاربردی
در مقایسه با «Ereignis»، واژهٔ «Begebenheit» معمولاً رواییتر و کمی ادبیتر است.
