معنی ۱neutral · 92%
مرتکب جرم، تخلف، اشتباه یا عمل نادرست جدی شدن
مثالهای طبیعی
Der Angeklagte soll mehrere schwere Straftaten begangen haben.
گفته میشود متهم چند جرم سنگین مرتکب شده است.
Bei der Berechnung haben wir einen entscheidenden Fehler begangen.
در محاسبه یک اشتباه اساسی مرتکب شدیم.
Im Krieg wurden schwere Verbrechen an der Zivilbevölkerung begangen.
در جنگ جنایتهای سنگینی علیه غیرنظامیان ارتکاب یافت.
نکتهٔ کاربردی
مفعولهای رایج: Fehler، Straftat، Verbrechen و Selbstmord؛ این فعل از machen رسمیتر و قویتر است.
